کیفر لازمهٔ عمل - تاریخ: 1399/11/7 ساعت: 17:42
همیشه تفکری افراطی در میان خداباوران، مبنی بر دائما بخشنده بودن خداوند وجود دارد که افراد خودشان را عمل کننده به هر رفتار بدی و خدا را بخشنده ی مطلق میدانند. با این گمان که "ما به میل خودمان عمل میک
میشنومتون - تاریخ: 1399/11/7 ساعت: 17:42
بعد از مدت ها سری به اینجا زدم و همونطور هم در پست ثابت گفتم در وبلاگ بیانم فعال ترم! خیلی فعال! حالا هم مدتی رو اینجا هستم و در گفتینو، شنوای کلام نابتون!
زبانتان به کامتان بچرخد! - تاریخ: 1399/11/7 ساعت: 17:42
بهانه ی نوشتن این پست یک ویدئوی اینستاگرامی بود که لکنت زبان را به تمسخر گرفته بود. نمی دانم دقیقا از کِی؟ فقط می دانم از همان ابتدا اینگونه نبودم! چندسالی هست که با بدقلقی های زبانم سر می کنم. تا به
دو کفه ی خوف و رجا - تاریخ: 1399/11/7 ساعت: 17:42
بسم الله ادامه ی این پست که مدتی قبل نوشته بودم رو در این پست قرار میدم. بسم الله الرحمن الرحیمدر پست قبل به لازم بودن کیفر برای عمل رسیدیم و یک نوع تفکر را مطرح کردیم. در این پست قصد دارم درست یا غل
روی سخنم با شیعه ی انگلیسیه! - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 7:30
غم عجیبی توی دلم نشسته. اونی که در حرم ائمه رو میشکنه و هتک حرمت میکنه و بعدش مثلا برای مظلومیت اون معصوم سینه میزنه و اشک میریزه، یا جاهله، یا شیعه ی انگلیسی و پیرو "شیرازی" ها!
شما ز من متنفر، من از شما بیزار - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 7:30
همین جا توی همین بلاگفا، طرف میاد با کلی افتخار از بیرون رفتن و گشت زدن و خرید کردناش میگه و همین آدمم شاکیه که چرا مریضی انقدر شیوع پیدا میکنه و از عدم کنترل صحیح و مسئولیت پذیری میگه! کم کم باید توی قنوت نماز هامون طلب شعور کنیم از خدا!
پایتخت ۶ - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 7:30
وقتی که نشون دادنِ روابط عجیب اعضای خانواده و وصل کردن پسوندِ "جان" به اسم نامحرم و ترویجش به عنوان صمیمیت خانوادگی رو میبینم، دلم میخواد از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران لفت بدم.
با احتیاط بخوانید، این مطلب با خون دل نگاشته شده است. - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 7:30
مسئله این است که ما با انسان هایی زندگی می کنیم که سراسر منفی هستند. ناف خانواده های ایرانی را با منفی بافی بریده اند و انگار قرارداد بسته اند هیچگاه مثبت فکر نکنند و اصلا هرکی مثبت فکر کنه خره! کافی
چقدر غافلیم - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 7:30
حتما باید خطر مرگ رو در کنار خودمون میدیدیم و نابودی جهان رو به نظاره مینشستیم تا یادمون بیاد قائم آل محمد قرن هاست، منتظر مضطر شدن دلِ ماست؟
موقت - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 7:30
آدم عالمی (حقیقتا عالم) رو میشناسید که به سوالای شرعی و اعتقادی جواب بده؟؟ خیلی فوری نیاز دارم. لطفا بهم معرفی کنید.
آقای من.. - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
جمعه و شنبه و هر روز چه فرقی دارد؟شهرِ ما و نجف و شام چه فرقی دارد؟تو نباشی به علی، بی تو جهانم عدم استسرِ ما بر تن و جان در بدن و مرگ، چه فرقی دارد؟ ×دله دیگه، یهو میتپه که حرف بزنه با آقاش..×عمری باشه کامل میکنم این نصفه نیمه شعرِ ناقص رو..
نسل آیندهساز - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
×نماز صبح چند رکعته؟-دو رکعت×نماز ظهر چند رکعته؟-سه رکعت×بعد نماز ظهر چی میخونم؟-نماز مغرب×اون چند رکعته؟-چهار رکعت×کلا در روز چند وعده نماز میخونیم؟-خب، نماز صبح.. [چند لحظه سکوت و تفکر] نمیدونم!و مامان در زمانی که داشت بهش یاد میداد که بعد از نماز ظهر نماز عصر میخونیم گفت "خب، حالا نماز عصر چند رک...
عدو شود سبب خیر - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
شنبه ی هفته ی قبل بود که با مامان، دوتایی نشسته بودیم بالای سر سایت جامعه الزهرا و سعی داشتیم ازش کارت ورود به جلسه بیرون بیاریم که یا خطا می زد و یا اصلا صفحه رو پیدا نمی کرد. بعد از تلاش های فراوان،
کَرَمِت رو نشون بده - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
|وَافْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ ، وَلَا تَفْعَلْ بِى ما أَنَا أَهْلُهُ|محبوب منآنچنان که شایسته ی عظمتِ محبتت هست با من رفتار کن..نه به اندازه ی من..[دعای سمات]
چایی نبات - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
تاحالا به چایی نبات دقت کردین؟ لعنتی دوای هر دردیه. زده رو دست استامینوفن! برای همه چی جوابه.راستش دلم میخواد یدونه از این چایی نبات ها توی زندگیم داشته باشم! کسی که توی هر شرایطی بتونی بری کنارش، قشنگ شارژ بشی و به روال عادی زندگیت برگردی. حالا که بهش فکر میکنم حس جذابیه که چایی نبات داشته باشی و چ...
نفوذ تا کجا؟! بیام رئیس جمهور شم؟! - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
قرار بود امروز هم مثل بقیه روزها، عملیاتِ خطیرِ "امتحان کنسل کنی" داشته باشیم!زنگ اول با خانم لطفی، دبیر دینی و فلسفه مان، کلاس داشتیم. بچه ها هرکدام سعی کردند با ترفند خودشان نقشی در این عملیات مهم و
خودت رو دریاب - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
تا قبل از اون هیچوقت نتونسته بودم روی کسی تاثیر بذارم، تا قبل از اونکه مامان کوچولو رو کتابخون کنم! تاجایی که از کتاب خوندن در مدرسه، رسید به جایی که کتابم رو قرض گرفت تا آخر هفته ببره بخونه. نمیتونم
چه کاریه خب؟! - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
اون روزی که من بتونم مامانم رو قانع کنم که نیاز نیست همه ی اخبار کرونا رو دنیال کنه و تعداد مبتلا و مرده ها رو بدونه، اون روز عید منه!
اینجا کسی خطاطی میکنه؟؟ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
مرکب خطاطیم خشک شده نمیدونم باید چیکار کنم:(
این کتاب نگاهتان را عوض میکند.. - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:44
کتاب سه دقیقه در قیامت رو بخونید. لطفا..