مامانِ ۱۷ ساله و منِ ۳۷ ساله
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:34
انگار جایگاه من و مامانم کم کم داره عوض میشه. اون شده مثل دختر ۱۷ ساله ای که شور و هیجان جوانی به سر داره و اشتیاق انجام کار های جدید؛ من خانوم خونه ای که باید به مسائل خانه داری برسم. تازگیا هم که می
ژن خوک
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:34
فیلم "ژن خوک" رو دیدم و رسما دلم میخواد زار بزنم (گریه). آقای هادی حجازی فر من که شیفته بازی شما بودم از قبل. آقای سینا مهراد شما هم خیلی پیشرفت کردی دمت گرم. ولی حاجی فیلمای این ژانری میسازید جوونا رو نابود کنید؟ (گریه) لاتاری؟ ژن خوک؟ (گریه شدید تر) از شدت غم زیاد بقیه فیلمای این مدلی یادم نمیاد:(
پدر رویایی ۷
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:34
فقط یه سال دیگه مونده. بعدش خلاص میشم از دستش. من دارم از دست اون مرد فرار میکنم و میرم. وگرنه کی دلش میخواد از خانوادش دور بشه؟ فقط باید تحمل کنم... آینده ی خوبی برای خودم میسازم. قول میدم.
نخوانید. این پست حاوی ذوق های یک دختر ۱۷ ساله برای اولین آشپزی اش است!
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:34
امروز (یعنی دقیقا از بعد اذان مغرب) روز خوبی بود برام و دلم خواست ثبتش کنم. توی چند پست قبل از تلاش های مادرم برای آشپز کردن بنده گفتم. باید بگم که بله، تلاش های مادرم جواب داد! منی که هرگز فکرش رو نم
وب دومم
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:34
به وب دوم من بیایداونجا هستمهمین آدرس با پسوند blog.ir
زن عموی فضول
-
تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 14:38
یه زن عمو دارم که درباره همه چیز نظر میده .. یعنی اجازه گفتن هر حرفی رو به خودش میده ..امروز اومده بود میگفت .. با غذا نون نخور ، ببین چاق نشدی فقط شکم آوردی .. گفتم اتفاقا پهلو ام دارم! گفت ببین دخترا روز به روز دارن مانکن میشن ، تو داری چاق میشی .. گفتم خب شکم دارم چیکار کنم .. گفت خوش هیکل بشی بر...
تنوع در سلیقه ی کتابخوانی
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 20:06
تصمیم گرفتم یکم وقتم رو برای خوندن کتابای نوجوانانه تری بذارم .. کتابای داداشم! دیروز سفر به اعماق زمین رو خوندم و امروز میخوام هری پاتر و فرزند نفرین شده رو بخونم :))
رایتلِ داغون
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 21:32
این رایتل دیگهشورشو درآورده .. من بسته میخرم .. کم استفاده میکنم ..دانلودم که نمیکنم ..پیامم که نمیدم .. اونم بسته ۴/۵ گیگ .. بعد هی به بیست روز نکشیده پیام میده تموم شد .. خب آخه من چیکار کردم که تموووم بشههه .. چیکار کردم که خودم خبر ندارم:/
وبِ جدیدم
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 21:32
وبِ جدیدم در بلاگ *.* با همین آدرس
کتابای دوست داشتنی
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 21:32
وقتی میشینم کتاب میخونم یهو به خودم میام میبینم چند ساعت گذشته .. در حالی که قصد کرده بودم فقط یک صفحه بخونم! الان دارم نمونه ی دایی جان ناپلئون رو از فیدیبو میخونم .. واقعا جذابه .. در اولین فرصت به صورت چاپی میخرمش:)
گرفتاری و اینا
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 21:32
سلام .. ی چند روزی نبودم ..درگیر امتحانام .. گفتم یه سریم به اینور بزنم
انتقام از علی!
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 21:32
کنار مامان نشسته بودم .. به یاد ایامی که با هم موم میکردیم!(موقع امتحانا اصلا وقت این کارو ندارم) یه تیکه چسب پول گذاشت روی دستم و کند! علی که دید از این کار خوشش اومد .. کلی چسب میذاشت روی دست منو به
استرس دارم
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 21:32
به یکی از دوستای خیلی خیلی خیلی قدیمی با شماره ای که ازش داشتم پیام دادم .. خیلی استرس دارم که منو یادش باشه یا نه ..
خدایا شکرت ..
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 21:32
منو یااااادش بووووووود ... دلم میخواد از خوشحالی جیییغ بکشمممم
کاش
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 5:36
کاش الان که توی این هوای عاشقونه تنهایی توی بالکن ایستادمُ دارم نهایت حسرت رو میخورمُ تو رفتی کوه بگردی ( :/ ) میومدی پایین بالکن .. میگفتی شالُ کلاه کن بریم دور دور .. اونوقت میرفتمُ تا پاسی از شب دوتاسی کل شهرُ و پیاده گز میکردیم :) آخ که لانگ دیستنس بودن چقد زجر آورده .. :/
تبریک
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 5:36
آقا تبریک .. تبریک به همه .. شاگرد اول مدرسه کیههههه .. مننننننن امروز مطب دکتر .. تا جای عملُ ببینه .. وقتی وارد اتاق دکتر شدم بعد سلامُ علیکُ این داستانا گفت چرا داری مثل اردک راه میری؟؟؟ گفتم الان
زیباترین دختر دنیا
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 5:36
امروز وقتی داشتم توی روشویی به صورتم آب میزدم .. بعد از دقت های فراوان فهمیدم که فرم بینیم خیلی به چهرم میاد:)))))) و اینکه پوست سبزه ی من باعث جذاب تر شدنم شده*_* منم مسئولِ این نیستم که چون کسایی از رنگ پوست من خوششون نمیاد هزار تا کوفتُ زهرمار بزنم که سفید تر بشم:/ هرکی از من خوشش میاد اینطوری بی...
خون
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 5:36
با یه سری خون های مجهول رو به رو شدم .. زخمم خونریزی کرده یا .. نمیدونم .. خیلی میترسم ..
بی خوابی
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 5:36
تازگیا خیلی بی خواب شدم و این موضوع داره منو میترسونه ..